|
|
|
|
|
« وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» ﴿انفال-39)
نوجوان كه بودم براي فهم جمله مشهور امام(ره) كه ميفرمايند «كلّيومٍ عَاشورا وكلّأرضٍ كَربلا» خيلي فكر ميكردم، اما به مرور كه در معارف ديني بيشتر مطالعه كردم، متوجه شدم كه نزاع ميان جريان حق و باطل از صدر تاريخ بشر بوده و تا قيامت ادامه خواهد داشت اما شكل و ابزارهاي اين منازعه در طول تاريخ تغيير ميكند. در هفته دفاع مقدس قرار داريم و معمولاً در اين ايام مرور خاطرات 8 سال جنگ تحميلي ما را به تحسين ايثار و رشادتهاي رزمندگان طيّ آن سالها وا ميدارد و گاهي آرزو ميكنيم كه كاش ما هم توفيق جهاد را پيدا ميكرديم. اما وقتي به سخنان فرمانده كل قوا توجه ميكنيم در مييابيم كه ما نيز هماكنون در ميدان جنگ قرار گرفتهايم اما اينبار از نوع "جنگ نرم" كه جهاد در آن ابزارهاي خاص خود را ميطلبد و از مهمترين آنها رسانه است، آنگاه درمييابيم كه در چه جايگاه حساس و استراتژيكي قرار گرفتهايم. رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در ديدار اخير دانشجویان كه به مناسبت ماه مبارك رمضان انجام شد فرمودند:«امروز جمهورى اسلامى و نظام اسلامى با يك جنگ عظيمى مواجه است، ليكن جنگ نرم... خوب، حالا در جنگ نرم، چه كسانى بايد ميدان بيايند؟ قدر مسلّم نخبگان فكرىاند. يعنى شما افسران جوانِ جبهه مقابله با جنگ نرميد.... اينى كه چه كار بايد بكنيد، چه جورى بايد عمل كنيد، چه جورى بايد تبيين كنيد، اينها چيزهائى نيست كه من بيايم فهرست كنم، بگويم آقا اين عمل را انجام بدهيد، اين عمل را انجام ندهيد؛ اينها كارهائى است كه خود شماها بايد در مجامع اصلیتان، فكرىتان، در اتاقهاى فكرتان بنشينيد، راهكارها را پيدا كنيد؛ ليكن هدف مشخص است: هدف، دفاع از نظام اسلامى و جمهورى اسلامى است در مقابله با يك حركت همه جانبه متكى به زور و تزوير و پول و امكانات عظيم پيشرفته علمىِ رسانهاى. بايد با اين جريان شيطانىِ خطرناك مقابله شود.» (بیاناتدر دیدار دانشجویان، 4 شهریور 1388) همچنين معظمله در ديدار هنرمندان ميفرمايند: «وقتی انسان، تجهیز، صف آرایی، دهانهای با حقد و غضب گشوده شده و دندانهای با غیظ فشرده شده علیه انقلاب، امام خمینی و آرمانهای نظام اسلامی را میبیند وجود این جنگ نرم را باور میکند هرچند ممکن است عدهای اینها را نبینند... در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود.» (بیانات در دیدار اهل هنر، 14 شهریور 1388) وقتي به اين باور برسيم كه به نوبه خود در ميدان جنگ با دشمن قرارگرفتهايم آنگاه تلاش خواهيم كرد كه از حداقل امكانات با شيوههاي مناسب حداكثر بهره برداري را انجام دهيم و با ايجاد نوعي پيوند و هماهنگي ميان سنگرهاي جبهه خود و شناخت نقشههاي دشمن اقدامات مؤثرتري را براي پيروزي در اين عرصه انجام دهيم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 5:24 بعد از ظهر توسط مجيد مختاري
|
|
||
|
|
|
|
|
وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي
سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء
وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ
الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا
وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا ( سورة النساء-75) فجايع غزه در مقابل چشمان مسلمانان نشان داد كه چقدر تاكنون به انحراف رفته ايم و در بستري كه دشمن طراحي كرده است به بازي گرفته شده ايم . آنجا كه امير المؤمنين كه اين روزها به بهانه غديرش غافلانه جشن مي گيريم مي فرمايد حال كه در مرزهاي سرزمين اسلامي خردل از پاي زن يهودي كشيده اند اگر مرد مسلمان دق كند رواست ما را چه شده است كه به ناموس مسلمين آشكارا اهانت مي شود و به برخي اعتراضات زباني و محكوم كردنها اكتفا مي كنيم . كاري كه بسياري از غير مسلمانان حتي در كشورهاي غربي هم انجام مي دهند. به نظر مي رسد لازم است قدري در رويه هاي گذشته بيانديشيم و طرحي نو براي آينده جهان در اندازيم كه مستان بي دين اينگونه بر مستضعفين و مسلمانان ستم نكنند . «قل هل ننبئكم بالاخسرين اعمالا * الذين ضل سعيهم في الحياة الدنيا و هم يحسبون انهم يحسنون صنعا » (كهف-103) يا حق |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 2:47 بعد از ظهر توسط مجيد مختاري
|
|
||
|
|
|
|
|
انحطاط غرب و جايگاه ما «يَا أيّهَا الّذِينَ آمَنوا مَن يَرتَدّ مِنْكُم عَن دِينِه فَسَوفَ يَأتي اللهُ بِقومٍ يُحِبّهُم و يُحِبّونَه أذِلّةً عَلَى المُؤمِنين أَعِزّة عَلى الكافِرين يُجَاهِدون فِي سَبيل الله ولا يَخَافُون لَومَة لائِم ذَلِك فَضْلِ الله يُؤتِيه مَن يَشَاء واللهُ واسِعٌعَلِيم » ( مائده- 54) پساز فراغت ازمسئوليت سردبيري روزنامه تصميم گرفته بودم مدتي به جاي نوشتنهاي پي درپي بيشتر مطالعه و تحقيق کنم و بينديشم تا زمان نگارش فرا رسد اما اين بار يکي از دوستان عزيز تحريريه «برداشت اول» از بنده خواست يادداشتي در باب «افول غرب» بنويسم،که مخالفت نکردم. واقعيت اين است که بنده هرچند به صعود و افول تمدنها چنانکه در قرآن مجيد اشاره شده و جامعه شناسان از زمان ابن خلدون بدين سو به تفصيل درمورد آن سخن گفتهاند اعتقاد دارم و حتي نشانههاي افول به اصطلاحتمدن غرب را چنانکه اشپنگلر دراوايل قرن اخير تشريح کرد و پس ازاونيز به کرات در مورد آن سخن به ميان آمده است ميپذيرم اما نگاه نگارنده بهجزئيات اين مهم قدري متفاوت است.ازاين منظر باوجود سقوط نسبي آمريکا تمدن غرب به معناي عام کلمه ماداميکه بيداري اسلامي به اهداف خود دست نيافته است سيطره خود را برجهان حفظ خواهدکرد و با توجه به روند موجود درآينده نزديک نبايد منتظرآن باشيم واساساً ما بيشو پيش از آنکه به فکراضمحلالغرب با همه ضعفهايش باشيم لازم است با بهرهمندي از قابليتهاي دروني خود وقوتهاي جريان مقابل درانديشه ايجاد جايگزيني مناسب براي ساماندهي جامعه بشري و تامين سعادت حقيقي انسان باشيم. پس از رنسانس درقرن شانزدهم ميلادي و انقلابهاي علمي و صنعتيِ قرون 17و18 به اصطلاح «تمدن غرب» با محوريت اروپا در جهان غلبه يافت هرچند با توجه به شالودههاي فرهنگي اين تمدن که بر پايه ماترياليسمواومانيسم قوام يافته بودند استثمارو استعمار از پيامدهاي قابل پيش بيني آن بود و جنگهاي جهاني اول ودوم –که ميان کشورهايکاپيتاليستيغرب آغاز شد- نيز براي ناظر بيروني که از منظر ديني به تحولات جهان مي نگرد کاملاً قابل درک و تبيين است اما بايد پذيرفت که آنچه غرب را براي مدتي نسبتاً طولاني همچنان محور تحولاتجهاني نگاهداشته است بيشترناشي از فقدان رقيب قدرتمند بوده است تاظرفيتهاي دروني آن . آنچه درقرنبيستم و بويژه پس از جنگ جهاني دوم تحت عنوان نظام سوسياليستي قد علم کرد و با سقوط شوروي نيز به حاشيه رفت پيش از آنکه رقيبي در مقابل غرب باشد خود شاخهاي ازاين جريان به اصطلاح مدرن بود که در قرن هجدهم و نوزدهم درفرانسه و بعد آلمان توسط اشخاصي چون کارل مارکس پرورش يافت و با انقلاب اکتبر1917 در روسيه و بعد در چين و برخي کشورهاي ديگرحاکم شد اما از مباني فرهنگي و تمدني غرب جدا نبود . چنانکه امروزه نيز وقتي سخن از ارتقاء جايگاه غولهاي اقتصادي آسيا اعم از چين و هند و ژاپن درکنار اتحاديه اروپا ودرمقابل آمريکا به ميان مي آيد منظور تقابلهاي فرهنگ و تمدني نيست هرچند دراثرمشهور ساموئل هانتينگتون تحت عنوان برخورد تمدنها (clash of civilizations) بدين معنا تعبير شده است اما از منظر اسلامي اين روند تنها رقابتي درون تمدني محسوب ميشود، تمدني که برپايههايي چون سکولاريسم وماترياليسمو به لحاظ معرفت شناختي «پوزيتيويسم» بنيان نهاده شده است. اما مسأله مهم در اين ميان اين است که ما مسلمانان بعنوان امت وسط و شاهد که حسب تعاليم قرآني وظيفه هدايت جامعه بشري به سوي حق و حقيقت و برقراري قسط و عدل در سراسر گيتي را برعهده داريم در شرايط کنوني چه بايد بکنيم؟ واقعيت اين است که با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران نهضت بيداري جهان اسلام جهش بزرگي را درمسير خود تجربه کرد لکن تا رسيدن به نقطه آرماني که همانا تشکيل حکومت جهاني و برقراري قسط و عدل اسلامي در سراسر جهان است فاصله زيادي داريم و بايد با تبيين اهداف بلندمدت،ميان مدت و کوتاه مدت و برنامه ريزي و اقدام براي تحقق اهداف در راستاي آن آرمان گام برداريم. پرداختن به اين مهم مجالي فراخ ميطلبد اما دراين مقال ميکوشم برخي موارد کليدي را که در اين مسير از اهميت خاصي برخوردارند به اجمال توضيح داده و بحث و بررسيهاي تفصيلي را به فرصتي ديگر واگذارم.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 13 مهر1387ساعت 3:52 بعد از ظهر توسط مجيد مختاري
|
|
||
|
|
|
|
|
گذري بر يكماه جنگ رواني بر ضد ايران هياهوي نافرجام صهيونيستها
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 9:59 قبل از ظهر توسط مجيد مختاري
|
|
||
|
|
|
|
|
حاشيهاي بر نشست گروه 8 وزراي امور خارجه هشت كشور صنعتي جهان از روز گذشته در كيوتو ژاپن گردهم آمدند تا ضمن بررسي موضوعات مربوط به كره شمالي، افغانستان، ايران و زيمبابوه، مقدمات برگزاري اجلاس سران اين گروه از 17 تيرماه در جزيره هوكايدوي ژاپن را فراهم كنند. محور مذاكرات وزراي خارجه كانادا، آمريكا، فرانسه، ايتاليا، آلمان، ژاپن، روسيه و انگليس موضوع توقف فعاليتهاي مرتبط با تسليحات هسته اي كره شمالي است اما آنها درباره مسئله هستهاي ايران نيز به بحث پرداختند و موضوع بيانيه مشترك آنها را نيز بحث تعليق غنيسازي ايران تشكيل داد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 7 تیر1387ساعت 9:54 قبل از ظهر توسط مجيد مختاري
|
|
||